close
تبلیغات در اینترنت
شعر ولادت کریمه ی اهل بیت ع حضرت معصومه س.سائل لطف نوشتند بنی آدم را
loading...

اشعار اهل بیت (ع)

  *یا فاطمه المعصومه*     سائل لطف نوشتند بني آدم را سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را  صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را  حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را  در ضريحت شرف آدميت ريخته اند پس محال است كه آدم نكند آدم…

شعر ولادت کریمه ی اهل بیت ع حضرت معصومه س.سائل لطف نوشتند بنی آدم را

 

*یا فاطمه المعصومه*

 

 

سائل لطف نوشتند بني آدم را

سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را 

صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند

يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را 

حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط

گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را 

در ضريحت شرف آدميت ريخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را .

 همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسايِ مسيحا دم را 

مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند

كاش ميشد حرم حضرت زهرا هم را 

با گدايي حرم فخر به دنيا داريم

هرچه داريم از اين دختر موسي داريم 

قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را

تا به معراج ِ بلندت برساني همه را 

ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكاني همه را 

به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود

چه براني همه را و چه بخواني همه را 

تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد

پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را 

يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو

وقت آن است بيايي بستاني همه را 

بشكند گر سر عشاق فداي سر تو

همه ي ما به فداي نخي از معجر تو 

ما گداييم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت 

آمدي مردم ايران به نوايي برسند

ورنه جز اينكه بهانه ست سفر داشتنت 

علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت

حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت 

يك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت 

فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي

اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت 

در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است

سير معراج به اينجا كه بيفتد خوب است 

گاه بابا سخنش را به تو تنها ميگفت

چون نبي گرچه علي داشت به زهرا ميگفت 

جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها ميگفت 

دست خطِ تو كه ميديد فقط مي بوسيد

تا كه يادِ تو مي افتاد "فداها" ميگفت 

خبر از عصمت بي چون و چرايت ميداد

هر امامي كه مقامات شما را ميگفت 

عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده

بايد اين آينه را زينب كبري ميگفت 

بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است

احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است 

مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي

بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي 

مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي 

محملت بر روي چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغيلان نشوي 

آن قدر پوشيه و حله سرت ميريزند

زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي 

زيور آلات تورا مردم اينجا نبرند

وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي 

محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود

حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود 

 

 

 

#شاعر استاد ارجمند

#علي_اكبر_لطيفيان

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

درباره حضرت معصومه س ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    توی اینترنت دنبال چی میگردی ؟




    نظرت راجع به این وبسایت چیه ؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 478
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 36
  • آی پی دیروز : 29
  • بازدید امروز : 82
  • باردید دیروز : 145
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 308
  • بازدید ماه : 2,198
  • بازدید سال : 9,178
  • بازدید کلی : 225,353
  • کدهای اختصاصی
    ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
    معرفت

    معـــرفـــــت


    ابوبكر حسيني

    سيد ابوبکر بن شهاب علوي حسيني حضرمي، نسب او به امام جعفر صادق عليه السلام مي رسد. او به سال 1262 ه. ق در قريه اي از بلاد حضرموت متولد شده و به سال 1341 ه. ق در حيدر آباد دکن از بلاد هند وفات يافته است.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عطية بن سعد بن جناده ي عوفي

    نام عطيه، همواره در کنار نام جابر بن عبدالله انصاري مطرح مي شود که با هم پس ازشهادت امام حسين «ع » در اربعين اول به زيارت قبر آن حضرت آمدند و چون جابر نابينا شده بود، عطيه او را در اين زيارت همراهي مي کرد.بنا به برخي نقلها، هنگام بازگشت اهل بيت از سفر شام، در کربلا با جابر و عطيه برخورد کردند.عطية بن سعد بن جناده عوفي، از رجال علم و حديث شيعه بود.وي در زمان خلافت امير المؤمنين «ع » در کوفه به دنيا آمد.نام عطيه، به پيشنهاد آن حضرت بر وي نهاده شد.او از راويان موثق شيعه بود که حتي در کتب رجالي اهل سنت هم توثيق شده است.وي به جرم تشيع و هواداري علي «ع » از سوي حجاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت.به دستور حجاج، او را گرفتند و چون حاضر نشد علي عليه السلام را لعن کند، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موي سر و ريش او را تراشيدند. از آن پس به خراسان رفت و پس از مدتي به کوفه بازگشت.در کوفه بود تا در سال 111 هجري در گذشت.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    قرينته النوائب

    همدم و همراه با مصيبتها. از القاب شريفه ي حضرت زينب سلام الله عليهاست.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عبدالله بن عفيف ازدي

    او از طايفه ازد، ساکن کوفه و مردي ميان سال بوده است.او از نيکان و شجاعان، و زهاد و عباد و مجاهدين شيعيان محسوب مي شد.عبدالله چشم چپش را در جنگ صفين و چشم راستش را در جنگ جمل از دست داده بود و هميشه در مسجد اعظم کوفه عبادت مي کرد.طبق نقل تواريخ، بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و مسلط شدن ابن زياد بر کوفه، طرفداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم قلع و قمع شدند و ابن زياد، با کمال جسارت، روي منبر مسجد کوفه به اميرمؤمنان و فرزندان او عليهم السلام اهانت مي کرد که با عکس العمل شديد مردم، از جمله عبدالله بن عفيف روبرو شد که به فرمان ابن زياد به شهادت رسيد.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا
     
    دانشنامه عاشورا